مامان وجی ...
بردیا جون 21 روزه که تو دنیا اومدی و حدود یه ماهه که ما خونه مامان هستیم
اینقدر مامان وجی دوستت داره و قربون صدقت میره که من خودمم اینقدر جمله و کلمه برای تو ندارم
مامانو بهتر از من میشناسی خودتو براش لوس میکنی وقتی دستاتو میگیره قربون صدقت میره میخندی دهنتو باز میکنی یه جوری که مشخصه داری باهاش بازی میکنی
مامان هر روز چند بار نافتو الکل میزنه و تو چشمت قطره میریزه مولتی ویتامینتو میده تا صبح چند بار جیشتو عوض میکنه و میاره من شیرت میدم باز اروغت رو میگیره ...هر روز برای این که من بتونم به تو خوب شیر بدم و قوی بشم برا من کاچی و اب گوشت درست میکنه و به همه گفته کسی با من دعوا و بحث نکنه حتی به بابات
اگر مامان وجی نبود....
حتی فکر کردن به نبودش منو نابود میکنه...
خدا یا هیچ مادری رو از فرزنداش نگیر
بردیا اینا رو نوشتم که بدونی هر سال روزمادر اول مامان وجی بعد من ...
پسر گلم دوستت دارم






مامان وجی ... 

